سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
104
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
از خصائص افعال است و در صورت اتّصال آن بفعل اين خصوصيّت با شباهت فعل مضارع باسم تعارض كرده و قهرا شباهت ياد شده بدينوسيله تضعيف گشته و فعل به طرف اصل خود كه بناء است گرائيده مىشود . و امّا اينكه مبنى برفتح است : زيرا تركيب فعل مضارع با نون تأكيد ، تركيب مزجى همچون « خمسة عشر » است و حكم اين مركّبات آنست كه جزء اوّلشان بايد مبنى برفتح باشند . و مثال تركيب فعل مضارع با نون تأكيد مباشره مانند : و اللّه لاضربنّ . تبصره ناگفته نماند با قيد « مباشره » غير مباشره خارج گرديد يعنى اگر فعل مضارع متّصل به نون تأكيد غير مباشره گردد حكم مذكور در آن جارى نيست . و مقصود از نون تأكيد غير مباشره آنست كه بين نون و حرف آخر فعل الف تثنيه يا واو جمع يا ياء مؤنث مخاطبه حائل و فاصله شود كه در اينفرض ديگر فعل مبنى نبوده بلكه معرب است ولى اعرابش مقدّر مىباشد مانند : يضربان ، يضربنّ ، تضربنّ . دوّم : صورتى كه فعل از نون جمع مؤنّث اعمّ از مؤنّث غائب يا حاضر عارى باشد چه آنكه اگر نون مزبور به آن متّصل بوده و فعل از آن برهنه نباشد مبنى برسكون مىگردد . امّا وجه مبنى شدنش بخاطر همان دليلى است كه گذشت يعنى نون جمع مؤنّث از خصائص افعال بوده و بدينوسيله با شباهت فعل مضارع باسم معارضه كرده و آن را تضعيف نموده و در نتيجه فعل را باصل خود كه بناء است مىكشاند . و امّا اينكه مبنى برسكون است : جهتش آنست كه چون فعل ماضى متّصل به اين نون همچون : ضربن مبنى برسكون بوده لاجرم به منظور حمل مضارع برماضى آن را نيز